بریکس و آینده صادرات فولاد ایران؛ چرا ظرفیت های فولادی ایران بلااستفاده مانده اند؟
به گزارش خبری آهن123، ظرفیت های فولادی ایران به دلیل کمبود تقاضا، محدودیت برق و گاز، افزایش هزینه تولید و ضعف زیرساخت ها به طور کامل فعال نیستند.
خلاصه صوتی خبر را گوش کنید.
بریکس می تواند برای توسعه نقشه صادرات فولاد ایران و جذب سرمایه گذاری فرصت ایجاد کند، اما عضویت و حضور در این گروه به تنهایی مشکل تولید را حل نمی کند. تا زمانی که انرژی پایدار، زیرساخت مناسب، سرمایه گذاری و بازار صادراتی مطمئن فراهم نشود، فاصله میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی فولاد ادامه خواهد داشت.
صنعت فولاد ایران در سال های گذشته ظرفیت های بزرگی در بخش معدن، تولید آهن اسفنجی، شمش و محصولات فولادی ایجاد کرده است. با این حال، بخشی از این ظرفیت ها در عمل مورد استفاده کامل قرار نمی گیرند.
اکنون گلوگاه اصلی زنجیره فولاد فقط معدن نیست. مشکل از مرحله استخراج به سمت انرژی، حمل و نقل، سرمایه گذاری، تولید و فروش منتقل شده است.
از یک طرف شاخص مقدار تولید بخش معدن بدون نفت و گاز در سال 1404 به 108.2 واحد رسیده و نسبت به سال پایه 1400 حدود 8 درصد رشد کرده است. از طرف دیگر، تولید فولاد با محدودیت برق و گاز، افزایش هزینه نهاده ها و ضعف زیرساختی روبرو شده است.
این وضعیت نشان می دهد که ایران برای افزایش تولید فولاد فقط به کارخانه جدید نیاز ندارد؛ بلکه باید ظرفیت های موجود را فعال و زنجیره تولید را تکمیل کند.
چه اتفاقی برای ظرفیت فولاد ایران افتاده است؟
ایران در بخش معدن و مواد اولیه فولاد از ظرفیت قابل توجهی برخوردار است. ذخایر سنگ آهن، واحدهای تولید کنسانتره و گندله، کارخانه های آهن اسفنجی و واحدهای فولادسازی، مجموعه ای از ظرفیت های مهم صنعتی کشور را تشکیل می دهند.
اما ظرفیت اسمی کارخانه ها با تولید واقعی آنها یکسان نیست. کارخانه ممکن است روی کاغذ ظرفیت تولید چند میلیون تن آهن داشته باشد، اما در عمل به دلیل قطعی برق، کمبود گاز، تعمیرات، کمبود نقدینگی یا نبود بازار فروش نتواند با ظرفیت کامل کار کند.
مهم ترین نشانه های این وضعیت عبارت اند از:
- رشد کندتر تولید فولاد نسبت به بخش معدن؛
- توقف یا کاهش فعالیت برخی واحدهای فولادی؛
- افزایش هزینه تولید؛
- کاهش بهره برداری از ظرفیت کارخانه ها؛
- ضعف معاملات در بورس کالا؛
- کاهش قدرت رقابت در بازار صادراتی؛
- احتمال افزایش خام فروشی مواد معدنی.
در چنین شرایطی، سنگ آهن و مواد اولیه ممکن است تولید یا استخراج شوند، اما به دلیل محدودیت در مراحل فرآوری و فولادسازی، ارزش افزوده کافی در داخل کشور ایجاد نشود.
چرا ظرفیت های فولادی ایران بلااستفاده مانده اند؟
این سوال یکی از مهمترین سوالاتی است که می تواند آینده فولاد ایران را تحت ثاتیر قرار دهد! زیرا پاسخ هایش هرکدام مانعی بر سر راه توسعه صنعت فولاد است.
محدودیت برق و گاز
در سال های اخیر، محدودیت برق در فصل گرم و کمبود گاز در فصل سرد، برنامه تولید کارخانه ها را با اختلال مواجه کرده است. این محدودیت ها فقط میزان تولید را کاهش نمی دهند؛ بلکه هزینه های جانبی زیادی نیز ایجاد می کنند.
برخی پیامدهای قطعی یا محدودیت انرژی عبارت اند از:
- کاهش تولید ماهانه؛
- افزایش هزینه روشن و خاموش کردن خطوط؛
- آسیب به تجهیزات؛
- تاخیر در تحویل سفارش ها؛
- از دست رفتن مشتری صادراتی؛
- کاهش اعتماد خریداران داخلی و خارجی.
ضعف زیرساخت لجستیک
کمبود واگن، هزینه بالای حمل جاده ای، محدودیت بنادر و فاصله زیاد برخی معادن تا کارخانه ها، از عواملی هستند که قیمت تمام شده فولاد ایران را افزایش می دهند.
افزایش هزینه نهاده ها
هزینه مواد اولیه، انرژی، قطعات، تعمیرات، حمل و نقل و تامین مالی افزایش یافته است.
اگر قیمت آهن آلات با سرعت کمتری از هزینه تولید افزایش پیدا کند، حاشیه سود تولیدکننده کاهش می یابد. در این شرایط، حتی کارخانه ای که ظرفیت فنی دارد، ممکن است از نظر اقتصادی نتواند با ظرفیت کامل کار کند.
ضعف تقاضای داخلی
بازار داخلی آهن و فولاد به ساخت و ساز، پروژه های عمرانی و سرمایه گذاری صنعتی وابسته است. وقتی ساخت و ساز کاهش پیدا می کند، مصرف میلگرد، تیرآهن، ورق، شمش و سایر محصولات فولادی نیز پایین می آید.
کاهش تقاضا باعث می شود:
- عرضه ها در بورس کالا بدون مشتری بمانند؛
- خریداران خرید خود را به تعویق بیندازند؛
- موجودی انبارها افزایش پیدا کند؛
- تولیدکنندگان برای فروش تخفیف بدهند؛
- قیمت آهن در برخی مقاطع با فشار کاهشی روبرو شود.
البته کاهش تقاضا همیشه به معنی افت شدید قیمت آهن نیست. نرخ ارز، هزینه انرژی و قیمت مواد اولیه نیز بر بازار اثر می گذارند.
بریکس چه فرصتی برای صادرات فولاد ایران ایجاد می کند؟
در نشست وزرای تجارت بریکس در جیپور هند، بر ظرفیت های اقتصادی ایران در حوزه های انرژی، معدن، پتروشیمی، ترانزیت و خدمات فنی و مهندسی تاکید شد. همچنین پیشنهاد برگزاری دوره ای و چرخشی اکسپو بریکس مطرح شد.
این موضوع از نظر صادرات فولاد ایران اهمیت دارد؛ زیرا توسعه بازارهای خارجی می تواند بخشی از ضعف تقاضای داخلی را جبران کند.
فرصت های همکاری با بریکس شامل موارد زیر است:
- معرفی ظرفیت های فولادی ایران به خریداران خارجی؛
- جذب سرمایه گذاری در بخش معدن و فولاد؛
- توسعه همکاری در حوزه انرژی؛
- ایجاد مسیرهای جدید حمل و نقل؛
- استفاده بیشتر از ارزهای ملی؛
- کاهش وابستگی به چند بازار محدود؛
- توسعه خدمات فنی و مهندسی؛
- افزایش صادرات محصولات با ارزش افزوده بالاتر.
ارتباط بریکس با ظرفیت های بلااستفاده فولاد
اگر کارخانه های فولادی بازار فروش مطمئن نداشته باشند، افزایش ظرفیت تولید به تنهایی سودآور نیست. از سوی دیگر، اگر بازار صادراتی وجود داشته باشد اما تولیدکننده نتواند به دلیل قطعی برق و گاز به تعهد خود عمل کند، فرصت صادراتی نیز از بین می رود.
| چالش صنعت فولاد | اثر مستقیم | راهکار مرتبط با بریکس |
| کمبود برق و گاز | کاهش تولید و تحویل سفارش | سرمایه گذاری مشترک در انرژی |
| ضعف تقاضای داخلی | افزایش موجودی و کاهش معاملات | توسعه بازارهای صادراتی |
| هزینه حمل بالا | کاهش قدرت رقابت | همکاری ترانزیتی و بندری |
| کمبود سرمایه | توقف طرح های توسعه | جذب سرمایه خارجی |
| خام فروشی | کاهش ارزش افزوده | صادرات محصولات فرآوری شده |
| مشکلات مبادلات مالی | کند شدن صادرات | استفاده از ارزهای ملی |
این شرایط چه اثری بر بازار آهن و فولاد دارد؟
ادامه محدودیت های تولید و ضعف تقاضا می تواند بازار را دو قطبی کند. در یک طرف، محصولات عمومی مانند میلگرد و برخی مقاطع ساختمانی با رکود تقاضا روبرو می شوند. در طرف دیگر، محصولات خاص، آلیاژی یا کم عرضه ممکن است به دلیل کمبود موجودی با رشد قیمت مواجه شوند.
در بازار داخلی، خریداران آهن معمولا در چنین شرایطی خریدهای خود را مرحله ای انجام می دهند. آنها از خرید سنگین و انبار کردن کالا خودداری می کنند، مگر اینکه احتمال افزایش نرخ ارز یا کاهش عرضه وجود داشته باشد.
شاخص های مهم برای بازار آهن و فولاد در ماه های آینده
- میزان عرضه و معامله در بورس کالا؛
- محدودیت های برق و گاز؛
- نرخ ارز؛
- میزان صادرات فولاد؛
- قیمت سنگ آهن و شمش؛
- وضعیت ساخت و ساز؛
- قراردادهای جدید تجاری با کشورهای عضو بریکس.
اگر شرایط ادامه پیدا کند، بازار آهن و وفولاد به کدام سمت می رود؟
اگر محدودیت انرژی، ضعف تقاضا و مشکلات زیرساختی ادامه پیدا کند، صنعت فولاد احتمالا با سه پیامد مهم روبرو می شود.
نخست؛ افزایش فاصله ظرفیت اسمی و تولید واقعی
کارخانه ها ظرفیت روی کاغذ خواهند داشت، اما تولید عملیاتی آنها کمتر از ظرفیت اسمی باقی می ماند. این موضوع بازگشت سرمایه طرح های فولادی را دشوار می کند.
دوم؛ افزایش فشار بر صادرات
با کاهش تقاضای داخلی، تولیدکنندگان برای فروش بیشتر به بازارهای خارجی وابسته می شوند. در این شرایط، رقابت میان ایران، ترکیه، چین، روسیه و مصر در بازارهای منطقه ای شدیدتر خواهد شد.
سوم؛ احتمال بازگشت به خام فروشی
اگر فرآوری و تولید فولاد نهایی به اندازه کافی توسعه پیدا نکند، بخشی از مواد معدنی ممکن است با ارزش افزوده پایین تر صادر شود. این اتفاق با هدف تکمیل زنجیره آهن و فولاد و ایجاد اشتغال صنعتی در تضاد است.
سناریوی مثبت نیز وجود دارد.
اگر ایران بتواند از ظرفیت بریکس برای جذب سرمایه، توسعه انرژی، بهبود حمل و نقل و ایجاد بازارهای جدید استفاده کند، بخشی از ظرفیت های بلااستفاده فعال خواهد شد. در این صورت، صادرات محصولات فولادی می تواند رشد کند و فشار رکود داخلی کاهش یابد.
جمع بندی
مشکل اصلی صنعت فولاد ایران کمبود ظرفیت اسمی نیست؛ بلکه نبود انرژی پایدار، زیرساخت کافی، سرمایه، تقاضای داخلی و بازار صادراتی مطمئن است.
بریکس می تواند مسیر تازه ای برای صادرات فولاد ایران، جذب سرمایه گذاری و توسعه همکاری های تجاری ایجاد کند. با این حال، این فرصت تنها زمانی به نتیجه می رسد که مشکلات داخلی صنعت نیز برطرف شود.
آینده صنعت فولاد ایران به این بستگی دارد که کشور بتواند ظرفیت های معدنی خود را به تولید پایدار، صادرات رقابتی و محصولات با ارزش افزوده بالاتر تبدیل کند؛ در غیر این صورت، افزایش ظرفیت اسمی به تنهایی نمی تواند جای خالی زیرساخت و بازار را پر کند.
برای تحلیل و رصد لحظه ای بازار آهن و فولاد سایت آهن123 را دنبال کنید.

نفت و پتروشیمی روی همه چیز اثر داره چه برسه به فولاد که تقریبا یک رابطه مستقیم دارن