دلار 300 هزار تومانی چه بلایی سر بازار آهن می آورد؟
برای پاسخ دادن به این سوال که با دلار 300 هزار تومانی چه اتفاقی برای قیمت آهن می افتد، نباید فقط به عدد امروز نگاه کرد. باید به الگوهای تکرار شونده این بازار نگاه کرد؛ همان الگوهایی که هر سال در پاییز و زمستان تکرار می شوند و حالا در سال جنگی، با شدت چند برابر خودشان را نشان می دهند.
در ادامه با همین الگوها دو سناریوی پیش رو را باز می کنم و صادقانه می گویم کاهش قیمت میلگرد در روزهای آینده در کار است یا نه.
تا وقتی دلار در سطوح فعلی یا بالاتر تثبیت بماند، الگوی فصلی پاییز و زمستان و منطق هزینه جایگزینی اجازه کاهش معنادار نمی دهد؛ بازار یا صعودی کم شتاب می ماند یا صعودی پرشتاب، بسته به اینکه دلار بالای 300 هزار تومان بنشیند یا نه. حالا برویم سراغ استدلال.
الگوهای تکرارشونده بازار آهن آلات
هر سال از مهر تا اسفند، فصل کاری ساختمان است و تقاضا آهن آلات هم نفس می گیرد؛ هم زمان هزینه ها و انتظارات تورمی فشار می آورند و قیمت پله پله بالا می رود. این الگو را با داده های واقعی دو سال گذشته ببینید.
در سال عادی قیمت میلگرد از دلار عقب می ماند
نیمه اول 1404 را ببینید: میلگرد فقط حدود 4 درصد رشد کرد؛ در حالی که دلار حتی قبل از جهش های بعدی هم روند صعودی داشت. چرا؟
چون عرضه داخلی بالا بود، خوراک و انرژی دولتی ارزان بود، قیمت گذاری در بورس کالا نظم می داد و هشت تا ده تولیدکننده داخلی روی هم رقابت می کردند.
در حالت عادی، ضریب اثرگذاری دلار بر قیمت میلگرد حدود 0.5 تا 0.8 است؛ یعنی میلگرد با کمی تاخیر، فقط بخشی از رشد دلار را جذب می کند و رشد سالانه اش چیزی حدود تورم عمومی یا کمتر از آن است.
در سال جنگی قیمت میلگرد از دلار جلو می زند
حالا نیمه اول 1405 را نگاه کنید. جنگ از اسفند 1404 آغاز شد، محاصره دریایی بنادر جنوب از فروردین اجرا شد، تردد تنگه هرمز حدود 95 درصد سقوط کرد و هزینه هر کانتینر از حدود 3 هزار دلار به حدود 12 هزار دلار رسید؛ اختلال دریایی سالانه حدود 18 میلیارد دلار هزینه اضافی به تجارت ایران تحمیل کرده است.
نتیجه در جدول بالا عیان است; میلگرد از فروردین تا مهر 1405 حدود 73.9 درصد رشد کرد؛ دلار در همان بازه حدود 63.7 درصد. ضریب پیوند از حدود 0.75 به حدود 1.16 رسید.
یعنی میلگرد نه تنها خودش را با دلار جبران کرد، بلکه از آن هم جلو زد.
مکانیزم این پیشی گرفتن هم مبهم نیست. قطعی برق و گاز شیفت های تولید را کم کرده و عرضه را محدود کرده است.
محاصره دریایی ورود قراضه، آهن اسفنجی، فروآلیاژها و قطعات خطوط نورد را گران و سخت کرده است. کارخانه ها برای جبران درآمد ارزی از دست رفته صادرات، قیمت پایه بورس کالا را به سقف دلاری نزدیک می کنند.
و مهم تر از همه، در شرایط جنگی میلگرد کالای پناهگاه است؛ سرمایه برای حفظ ارزش سراغ کالای فیزیکی سنگین می رود و تقاضای انبارش و سفته بازی را شعله ور می کند. برآورد ما از این پرمیوم ریسک جنگی، بین 30 تا 45 درصد مازاد بر رشد طبیعی و ارزی است.
تاثیر انبارداری بر بازار مقاطع آهن آلات
الگوی تورمی این ماه ها را هم باید ببینیم چون سقف انتظارات فروشنده را تعیین می کند. تورم نقطه به نقطه از 48.6 درصد در مهر 1404 به 68.1 درصد در بهمن رسید؛ یعنی بزرگ ترین شتاب تورمی عملا قبل از شروع جنگ شکل گرفت.
بعد از جنگ، تورم به 88.6 درصد در خرداد رسید و حالا در محدوده نزدیک 90 درصد تثبیت شده است؛ شهریور 89.8 درصد و تورم سالانه 73.6 درصد.
چرا این مهم است؟ چون تجربه تاریخی بازارهای جنگی می گوید وقتی تنش کم شود، دلار عقب می نشیند و کالاهای انبارشده سریع تر از دلار اصلاح می کنند. بخشی از قیمت امروز میلگرد، قیمت واقعی مصرف نیست؛ پرمیوم ریسک و انتظار است.
اگر روزی تنش کم شود، افت قیمت میلگرد احتمالا تندتر از افت دلار خواهد بود. این را الان می گویم تا بعدا معطل نمانید؛ اما تا آن روز، این فقط یک سناریوی شرطی است نه خبر.
تورم نزدیک 90 درصد؛ چرا کف قیمت آهن پایین نمی آید
تورم نقطه به نقطه از 48.6 درصد در مهر 1404 به 68.1 درصد در بهمن رسید؛ یعنی بزرگ ترین شتاب تورمی حتی قبل از جنگ شکل گرفته بود.
بعد از جنگ به 88.6 درصد در خرداد رسید و حالا در محدوده نزدیک 90 درصد تثبیت است. در چنین محیطی، فروشنده آهن نمی تواند مطمئن باشد ماه دیگر با همین بودجه همان کالا را تامین کند؛ همین عدم قطعیت، کف قیمتی بازار را سفت نگه می دارد و توضیح می دهد چرا حتی با رکود ساختمان، قیمت ها سقوط نمی کنند.
پیش بینی قیمت آهن تا پایان 1405 در دو سناریو
آیا کاهش قیمت آهن در روزهای آینده رخ می دهد؟
جواب مستقیم: با دلار روی سقف 270 هزار تومان و با تورم نزدیک 90 درصد و شرایط جنگی، کاهش معنادار در افق کوتاه مدت محتمل نیست. کاهش در صورت وقوع دو شرط دارد:
یا عقب نشینی معنادار دلار به زیر سطوح فعلی و تثبیت آن، که در آن صورت اصلاح قیمت آهن هم می آید ولی همیشه کندتر و کمتر از خود دلار؛
یا فروکش کردن واقعی تنش، که در آن پرمیوم جنگی و حباب انبارش تخلیه می شود و به تجربه تاریخی، کالاهای انبارشده تندتر از دلار اصلاح می شوند. تا آن موقع، شواهد کافی برای پیش بینی افت قطعی وجود ندارد!
تیرآهن؛ دماسنج پذیرش واقعی قیمت
برای اینکه بفهمید این رشد واقعا در بازار پذیرفته شده یا فقط روی تابلو نشسته، تیرآهن شاخص خوبی است. مثلا برای خرید تیرآهن 16 اصفهان سه چیز را پیگیری کنید:
فاصله قیمت اعلامی با قیمت قطعی معامله، سرعت فروش و میزان تخفیفی که فروشنده در مذاکره از نرخ تابلو عقب می نشیند.
اگر تخفیف ها بزرگ شد و فاصله اعلامی تا قطعی باز شد، یعنی بازار جهش ارزی را کامل هضم نکرده و روند قیمت شکننده است.
اگر برعکس، تخفیف حذف شد و معامله در نرخ تابلو بسته شد، یعنی سطح جدید پذیرفته شده و مسیر تثبیت باز است.
چهار شاخص پنهان بازار آهن که این روزها باید رصد کنید
قیمت صعودی با تخفیف بزرگ و معامله کم، رشد انتظاری است؛ قیمت پایدار با حذف تخفیف و خرید واقعی، یعنی سطح جدید نشسته است.
برای تصمیم خرید آهن آلات هم حرف حساب بازار همان است; اگر نیاز قطعی دارید، تعویق فقط ریسک را به خودتان منتقل می کند؛ در فاز هضم خرید کنید نه در اوج هیجان.
جمع بندی تحلیلی
دلار 300 هزار تومانی اگر برسد و بماند، با ضریب جنگی 1 تا 1.5 برابر، فضای رشد میلگرد تا پایان سال را باز نگه می دارد و کف های قیمتی پاییز را بالاتر می برد.
آنچه الگوهای تکرار شونده به ما می گویند این است که پاییز و زمستان 1405 برخلاف سال های عادی، فصل کاهش نیست؛ فصل آزمون این است که بازار چقدر از جهش ارزی را توان انتقال به معامله واقعی دارد.
هر جا شواهد کافی نبود، صریح گفتیم؛ پیش بینی های این مقاله سناریو هستند، نه قول.
اگر برای سرمایه گذاری می خرید، صبر تا تثبیت روند دلار عاقلانه تر از ورود وسط نوسان است. ما در آهن 123 قیمت روز آهن و مقاطع مختلف را کنار همین تحلیل های الگویی می گذاریم تا خرید آهن را هوشمندانه انجام دهید.


