کمبود ورق گرم در بازار داخلی؛ صنایع پایین دستی در آستانه کاهش تولید و افزایش قیمت
کمبود ورق گرم در بازار داخلی وارد مرحله ای شده که اثر آن دیگر فقط در معاملات ورق سیاه دیده نمی شود و به تدریج به صنایع پایین دستی نیز منتقل می شود.
فعالان صنعت لوله و پروفیل می گویند عرضه فعلی پاسخگوی نیاز واقعی بازار نیست و ادامه این وضعیت می تواند ظرفیت تولید بخشی از واحدهای پایین دستی را کاهش دهد.
از طرف دیگر، صادرات بخشی از ورق تولید داخل در شرایطی که برخی صنایع با کمبود ماده اولیه مواجه هستند، انتقادها نسبت به ساز و کار عرضه ورق گرم در بورس کالا و سیاست تنظیم بازار را افزایش داده است.
مسئله مهم برای بازار این است که کمبود ورق گرم، در نهایت می تواند به افزایش هزینه تولید لوله، پروفیل و سایر محصولات وابسته منجر شود.
در چنین شرایطی حتی اگر تقاضای مصرفی در بازار نهایی ضعیف باشد، محدود شدن عرضه ماده اولیه می تواند اجازه کاهش محسوس قیمت را ندهد و فشار جدیدی به قیمت آهن وارد کند.
شکاف عرضه و تقاضای ورق گرم عمیق تر شد
ورق گرم یا همان ورق سیاه یکی از محصولات پایه در زنجیره فولاد کشور است. این محصول در صنایع لوله و پروفیل، خودروسازی، ساخت تجهیزات، مخازن، پروژه های عمرانی و بخش هایی از ساختمان کاربرد گسترده دارد.
به همین دلیل، هر اختلالی در تامین ورق گرم می تواند اثر آن را در چندین بازار دیگر نشان دهد.
بر اساس اظهارات مطرح شده از سوی فعالان صنعت لوله و پروفیل، مشکل اصلی فقط کمبود تولید نیست؛ بلکه فاصله قابل توجه میان نیاز واقعی صنایع و مقدار ورق عرضه شده در بازار است.
شخصا پیشنهاد می کنم احتمال کاهش قیمت میلگرد در روزهای آینده را هم بررسی کنید.
دبیر اتحادیه تولیدکنندگان لوله و پروفیل، معتقد است بخشی از برداشت موجود از آمار بورس کالا به دلیل تفاوت میان تقاضای ثبت شده و نیاز واقعی مصرف کنندگان شکل گرفته است.
این یعنی بخشی از تقاضای واقعی به دلیل قیمت، محدودیت سرمایه در گردش یا ساز و کار عرضه، در تالار بورس کالا به تقاضای موثر تبدیل نشود. بنابراین پایین بودن حجم معاملات لزوما به معنی اشباع بازار یا نبود نیاز در صنایع مصرف کننده نیست.
این نکته برای تحلیل بازار ورق سیاه بسیار مهم است؛ زیرا نگاه صرف به میزان معامله شده می تواند تصویر ناقصی از شرایط واقعی زنجیره مصرف ارائه دهد.
چرا ورق گرم با کمبود مواجه شده است؟
چند عامل همزمان در شکل گیری این وضعیت نقش دارند.
نخست، ظرفیت تولید داخلی ورق گرم با نیاز تمام صنایع مصرف کننده هماهنگ نیست. حتی اگر بخشی از ظرفیت های موجود افزایش یابد، باز هم در برخی دوره ها فاصله میان تولید و تقاضای واقعی باقی خواهد ماند.
دومین عامل، محدودیت های تولید در صنعت آهن است. ناترازی برق و گاز طی سال های اخیر به یکی از مهم ترین مشکلات زنجیره فولاد تبدیل شده است.
انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران نیز بارها نسبت به اثر محدودیت انرژی بر تولید هشدار داده است. رئیس این انجمن در سال 1404 ارزش تولید از دست رفته ناشی از محدودیت انرژی طی چهار سال را 14.5 میلیارد دلار اعلام کرده و از افت 5.7 درصدی تولید فولاد در سال 1403 نسبت به سال قبل خبر داده بود.
در ماه های گذشته نیز محدودیت شدید برق فولادسازان مورد انتقاد قرار گرفته است؛ به طوری که یکی از اعضای انجمن فولاد از محدودیت 90 درصدی برق و دریافت تنها بخش بسیار محدودی از برق مورد نیاز واحدهای فولادی خبر داده بود.
بنابراین وقتی تولید آهن و فولاد با محدودیت انرژی مواجه می شود، اثر آن در نهایت می تواند به کاهش عرضه برخی محصولات و افزایش فشار هزینه در زنجیره منتقل شود.
عامل سوم نیز سیاست صادرات است. وقتی بخشی از محصول تولید داخل به بازار خارجی اختصاص پیدا می کند، در صورتی که نیاز داخلی به طور کامل تامین نشده باشد، فاصله عرضه و تقاضا در بازار داخلی بیشتر احساس می شود.
ادعای مازاد عرضه؛ اختلاف بر سر چیست؟
یکی از مهم ترین بحث های مطرح شده درباره ورق گرم، برداشت متفاوت از مفهوم «مازاد عرضه» است.
به رقم 381 هزار و 90 تن مازاد عرضه در بورس کالا اشاره شده و فعالان صنعت لوله فولادی و پروفیل معتقدند این عدد لزوما به معنای نبود تقاضای واقعی نیست.
این اختلاف دیدگاه را می توان به یک مسئله مهم خلاصه کرد:
| دیدگاه | برداشت از وضعیت بازار |
|---|---|
| برداشت مبتنی بر آمار بورس | پایین بودن جذب عرضه می تواند نشانه ضعف تقاضا باشد |
| دیدگاه صنایع پایین دستی | بخشی از نیاز واقعی در آمار تقاضای بورس منعکس نمی شود |
| نتیجه احتمالی | تصمیم بر اساس تقاضای ثبت شده ممکن است به کمبود واقعی در صنایع منجر شود |
از این منظر، اختلاف اصلی فقط بر سر قیمت ورق سیاه نیست؛ بلکه بر سر این است که دولت و بورس کالا «نیاز واقعی» صنایع را چگونه اندازه گیری می کنند.
کمبود ورق گرم چه اثری بر صنایع پایین دستی دارد؟
اولین اثر، کاهش ظرفیت تولید است. واحدی که نتواند ماده اولیه خود را با حجم و زمان مناسب تامین کند، حتی اگر سفارش و بازار فروش داشته باشد، نمی تواند با تمام ظرفیت تولید کند.
صنایع لوله و پروفیل در این میان آسیب پذیرتر هستند؛ زیرا ورق گرم برای بخش قابل توجهی از تولید آنها ماده اولیه اساسی محسوب می شود.
اثر دوم، افزایش هزینه تولید است. وقتی ورق با محدودیت عرضه مواجه شود، رقابت برای خرید آن بالا می رود و هزینه تامین ماده اولیه افزایش پیدا می کند. این افزایش هزینه در ادامه می تواند به قیمت محصول نهایی منتقل شود.
در نتیجه، افزایش قیمت لوله فولادی و پروفیل می تواند یکی از نخستین آثار قابل مشاهده تداوم کمبود ورق گرم باشد.
اثر سوم نیز به سایر صنایع سرایت می کند. خودروسازی، ساخت تجهیزات، مخزن سازی و بخشی از پروژه های عمرانی نیز از مصرف کنندگان محصولات تخت فولادی هستند. بنابراین مسئله ورق گرم می تواند از یک مشکل محدود در بازار فولاد به یک مسئله زنجیره ای تبدیل شود.
آیا کمبود ورق گرم می تواند قیمت آهن را بالا ببرد؟
از نظر تحلیلی، باید میان «افزایش مستقیم قیمت ورق» و «اثر غیرمستقیم بر قیمت آهن» تفاوت قائل شد.
کمبود ورق گرم در درجه اول روی قیمت ورق و محصولات وابسته اثر می گذارد. اما وقتی همزمان هزینه انرژی، مواد اولیه، حمل و نقل و هزینه جایگزینی نیز افزایش پیدا کند، فشار هزینه به شکل گسترده تری در بازار آهن توزیع می شود.
در چنین فضایی، حتی اگر تقاضای نهایی ضعیف باشد، فروشنده و تولیدکننده ممکن است تمایل کمتری به فروش با نرخ های قبلی داشته باشند؛ زیرا برای خرید آهن یا جایگزین کردن موجودی خود در آینده باید هزینه بیشتری پرداخت کنند.
به همین دلیل، وضعیت فعلی را نمی توان فقط با منطق سنتی عرضه و تقاضا تحلیل کرد.
اگر این شرایط ادامه پیدا کند، بازار به کدام سمت می رود؟
اگر کمبود عرضه ورق گرم ادامه پیدا کند و همزمان واردات برای جبران کسری داخلی افزایش نیابد، احتمال انتقال فشار از بازار ورق به صنایع پایین دستی بیشتر خواهد شد.
در مرحله نخست، رقابت برای تامین ورق افزایش پیدا می کند. سپس هزینه تولید لوله و قیمت پروفیل بالا می رود و در مرحله بعد، بخشی از این هزینه می تواند به مصرف کننده نهایی منتقل شود.
در سناریوی شدیدتر، واحدهایی که با کمبود نقدینگی یا محدودیت تامین ماده اولیه روبه رو هستند، ممکن است ناچار به کاهش شیفت یا کاهش تولید شوند. این موضوع در صورت تداوم، علاوه بر اثر قیمتی، پیامد صنعتی و اشتغالی نیز خواهد داشت.
در مقابل، افزایش عرضه داخلی، بهبود دسترسی صنایع به ورق گرم و استفاده هدفمند از واردات می تواند بخشی از این فشار را کاهش دهد. بنابراین مسیر آینده بازار بیش از هر چیز به سیاست عرضه، وضعیت تولید کارخانه ها و نحوه مدیریت نیاز واقعی صنایع وابسته است.
جمع بندی
آنچه امروز در بازار ورق گرم دیده می شود، صرفا یک نوسان معمول قیمت نیست. شکاف میان عرضه و نیاز واقعی صنایع، محدودیت تولید، اختلاف بر سر نحوه تفسیر آمار بورس کالا و صادرات بخشی از تولید داخلی، مجموعه عواملی هستند که می توانند فشار را به پایین دست زنجیره فولاد منتقل کنند.
برای فعالان بازار آهن، نکته مهم این است که روند قیمت ورق سیاه را جدا از وضعیت تولید فولاد و صنایع مصرف کننده دنبال نکنند. هرگونه تشدید محدودیت عرضه می تواند ابتدا خود را در بازار ورق نشان دهد و بعد به قیمت لوله، پروفیل و سایر محصولات وابسته منتقل شود.
آهن123 نیز در کنار رصد روزانه قیمت آهن، قیمت ورق سیاه و وضعیت بازار فولاد، این زنجیره را دنبال می کند تا فعالان صنعت بتوانند تصمیم دقیق تری برای فروش، تامین موجودی و خرید آهن بگیرند.

