تحلیل وضعیت بازار آهن در سایه بودجه ۱۴۰۵
به تحلیل خبری آهن123،لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ که به تازگی روی میز بهارستاننشینان قرار گرفته، فقط یک سند مالی ساده نیست؛ بلکه هشداری جدی برای صنایع مادر، بهویژه صنعت فولاد است.
در حالی که فعالان بازار به دنبال نشانههایی برای ثبات قیمتها و رونق معاملات بودند، به نظر میرسد دولت مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است. مسیری که در آن، بارِ سنگین کمبود برق و ناترازیهای انرژی، مستقیم روی دوش کارخانههای ذوب و نورد قرار میگیرد.
معادله پیچیده برق و بودجه؛ تغییر زمین بازی برای فولادسازان
اگر تا دیروز نوسانات ارزی تنها عامل تعیینکننده قیمت تیرآهن و میلگرد بود، امروز باید پارامتر جدید و قدرتمندی به نام “تامین پایدار انرژی” را به این فرمول اضافه کنیم.
لایحه بودجه ۱۴۴۰۵ تصویری شفاف اما نگرانکننده از آینده صنعت برق ارائه میدهد. تصویری که در آن، صنایع انرژیبر (بخوانید فولادسازان) دیگر موتور محرک رشد اقتصادی نیستند، بلکه تبدیل به ضربهگیر بحرانهای ساختاری شبکه برق شدهاند.
دولت که با محدودیتهای شدید منابع مالی دستوبنجه نرم میکند، در مواجهه با تراز مالی منفی صنعت نیرو، راهکاری را انتخاب کرده که شاید برای خزانه دولت مسکن باشد، اما برای خطوط تولید فولاد حکم سرعتگیر را دارد.
به جای جراحی عمیق در نظام تعرفهگذاری برق خانگی یا تزریق بودجه عمرانی، سیاستگذار تصمیم گرفته هزینه سرمایهگذاری در زیرساختها را از جیب مصرفکنندگان بزرگ، یعنی کارخانههای فولادی تامین کند.
چرا این موضوع برای فعالان بازار آهن مهم است؟
در ادبیات اقتصاد سیاسی، بودجه نشاندهنده الگوی توزیع قدرت و هزینه است. وقتی دولت تصمیم میگیرد کسری بودجه صنعت برق را با فشار بر صنایع تامین کند، پیامدش مستقیماً در قیمت تمامشده شمش و مقاطع فولادی خود را نشان میدهد.
این یعنی تحلیل وضعیت بازار آهن در سال پیش رو، بدون در نظر گرفتن هزینه انرژی و قطعیهای احتمالی برق، تحلیلی ناقص و گمراهکننده خواهد بود.


ریشه ناترازی؛ وقتی تولید برق صرفه اقتصادی ندارد
برای اینکه بفهمیم چرا فشار بر صنایع فولادی افزایش یافته، باید نگاهی به عمق فاجعه مالی در صنعت برق بیندازیم.
آمارهای رسمی سال ۱۴۰۳ نشان میدهد که متوسط درآمد حاصل از فروش هر کیلوواتساعت برق حدود ۵ هزار و ۳۵۸ ریال بوده است.
این در حالی است که قیمت تمامشده تولید همین مقدار برق (با احتساب استهلاک نیروگاهها) به ۷ هزار و ۸۲۴ ریال رسیده است.
بیایید سادهتر نگاه کنیم
شبکه برق کشور با حاشیه سود منفی ۴۶ درصد کار میکند!
این شکاف عظیم بین هزینه و درآمد، یعنی تخریب مداوم سرمایه. در چنین شرایطی، هیچ سرمایهگذار عاقلی حاضر نیست پول خود را وارد ساخت نیروگاه جدید کند، مگر اینکه تضمینهای خاصی دریافت کند یا مجبور شود.
نتیجه این ناترازی مالی، ناترازی فیزیکی است. طبق آمار، ناترازی برق در اوج مصرف سال ۱۴۰۴ به حدود ۱۴ هزار و ۷۴۶ مگاوات رسید.
این عدد فقط یک آمار فنی روی کاغذ نیست؛ این عدد یعنی ساعتها خاموشی برای کورههای قوس الکتریکی، یعنی توقف نورد تیرآهن، و یعنی کاهش عرضه در روزهایی که تقاضا در بازار وجود دارد.
صنعت فولاد با سهم ۳۶ درصدی از مصرف برق صنعتی کشور، بزرگترین مشتری این بازار است و طبیعتاً اولین قربانی کمبود عرضه نیز خواهد بود.
استراتژی جدید دولت: خودت برق بساز یا جریمه بده!
یکی از نکات مهم در بازار آهن برای سالهای آینده، تغییر اجباری استراتژی کارخانههاست.
دولت در لایحه بودجه ۱۴۰۵ و با استناد به ماده ۱۶ قانون جهش تولید دانشبنیان، صنایع با دیماند بالای یک مگاوات را مکلف کرده است که حداقل ۴ درصد از برق مصرفی خود را از طریق نیروگاههای تجدیدپذیر (خورشیدی و بادی) تامین کنند.
شاید در نگاه اول این یک حرکت سبز و محیطزیستی به نظر برسد، اما در بطن ماجرا یک فشار مالی سنگین نهفته است.
دولت پیشبینی کرده که از محل جرایم عدم اجرای این قانون، حدود ۹ هزار میلیارد تومان (۹ همت) درآمد کسب کند. نیمی از این درآمد به سازمان انرژیهای تجدیدپذیر (ساتبا) میرسد.
پیام این قانون برای مدیران عامل شرکتهای فولادی بسیار واضح است
- یا سرمایهگذاریهای سنگین انجام دهید و نیروگاه خورشیدی بسازید.
- یا جریمههای سنگینی بپردازید که مستقیماً سود عملیاتی شما را میبلعد و قیمت تمامشده محصول را بالا میبرد.
در هر دو حالت، هزینه تولید فولاد افزایش مییابد. این افزایش هزینه در نهایت یا منجر به کاهش حاشیه سود کارخانهها میشود (که سهامداران را فراری میدهد) یا به صورت افزایش قیمت نهایی بر دوش مصرفکننده و خریدار تیرآهن و میلگرد قرار میگیرد.
تغییر ماهیت فولادسازان: از کارخانه به هلدینگ انرژی
تحت تاثیر این فشارها، ما شاهد یک دگردیسی در ساختار شرکتهای بزرگ فولادی هستیم. شرکتهایی نظیر فولاد مبارکه اصفهان و سایر غولهای صنعتی، ناگزیرند استراتژی خود را تغییر دهند.
آنها دیگر نمیتوانند صرفاً یک تولیدکننده فولاد باشند؛ بلکه باید به یک “هلدینگ انرژی-صنعتی” تبدیل شوند.
این پدیده در علم مدیریت، “ادغام عمودی رو به عقب” نامیده میشود. وقتی تامینکننده انحصاری شما (در اینجا دولت که برق را تامین میکند) قدرت چانهزنی بالا دارد اما قابلیت اطمینان پایینی ارائه میدهد (برق را قطع میکند)، منطقیترین کار برای بنگاه اقتصادی این است که خودش تولیدکننده آن نهاده شود.
در سالهای پیشرو، مزیت رقابتی مجتمعهای فولادی کمتر به تکنولوژی ذوب یا دسترسی به سنگآهن وابسته خواهد بود؛ بلکه برگ برنده دست کسی است که “استقلال انرژی” داشته باشد. کارخانهای که نیروگاه اختصاصی دارد، در تابستان خاموش نمیشود، خط تولیدش نمیخوابد و میتواند در زمانی که رقبا به دلیل قطعی برق عرضه ندارند،
محصولاتش را با قیمت مناسب در بازار بفروشد. این نکتهای مهم برای سرمایهگذاران و فعالان بورس کالاست.
تابلوی سبز و چالشهای نقدینگی
دولت تلاش کرده با ابزارهایی مثل “تابلوی سبز بورس انرژی”، مسیری برای حل این مشکل باز کند.
اما تحلیل وضعیت بازار آهن نشان میدهد که این ابزارها هنوز به بلوغ کافی نرسیدهاند. کاهش سهم معاملات خارج از بازار عمدهفروشی، سیگنالی است که نشان میدهد اعتماد کامل بین خریدار و فروشنده برق شکل نگرفته است.
از طرف دیگر، صورتحساب نوسازی شبکه فرسوده برق کشور نیز عملاً برای صنایع صادر شده است. افزایش عوارض مصرف برق و هدایت درآمدهای حاصل از اصلاح نرخ صنایع به سمت توسعه زیرساختها، یعنی فولادسازان باید هزینه ناکارآمدیهای گذشته در صنعت برق را بپردازند.
این موضوع فشار نقدینگی بر کارخانهها را تشدید میکند. کارخانهای که نقدینگیاش صرف پرداخت قبض برق نجومی یا ساخت نیروگاه شود، پول کمتری برای خرید مواد اولیه، توسعه تکنولوژی نورد یا بازاریابی صادراتی خواهد داشت.


پیشبینی آینده بازار آهن با عینک ۱۴۰۵
با کنار هم قرار دادن قطعات این پازل، چه چشماندازی برای بازار آهن متصور هستیم؟
افزایش کف قیمتها
هزینههای سربار تولید (انرژی، حملونقل، نیروی انسانی) به شدت در حال افزایش است. حتی اگر قیمت جهانی فولاد یا نرخ ارز ثابت بماند (که بعید است)، تورم تولیدکننده ناشی از هزینه انرژی، اجازه کاهش قیمتها را نخواهد داد.
کاهش عرضه در پیک مصرف
تا زمانی که نیروگاههای خودتامینِ صنایع (نیروگاههایی که خودِ کارخانهها میسازند) وارد مدار نشوند، قطعی برق در تابستان و قطعی گاز در زمستان ادامه خواهد داشت. این یعنی در بازههای زمانی خاص، عرضه تیرآهن و میلگرد به شدت افت کرده و شوک قیمتی به بازار وارد میشود.
حذف تولیدکنندگان کوچک
کارخانههای کوچک و کارگاههای نورد که توان مالی برای احداث نیروگاه خورشیدی یا پرداخت جرایم سنگین را ندارند، زیر فشار هزینهها له خواهند شد. این موضوع میتواند منجر به ادغامهای بزرگ در بازار یا ورشکستگی واحدهای کوچک شود که در نهایت بازار را انحصاریتر میکند.
تمرکز بر صادرات برای بقا
با توجه به رکود احتمالی در ساختوساز داخلی و هزینههای بالا، فولادسازان برای حفظ سودآوری ناچارند تمرکز خود را بر بازارهای صادراتی بگذارند تا درآمد ارزی داشته باشند.
اما اگر ناترازی برق باعث توقف تولید شود، جایگاه صادراتی ایران نیز به خطر میافتد و بازارهای منطقه به دست رقبایی مثل ترکیه یا چین میافتد.
سایت آهن123 به مرجع تخصصی خرید فولاد و اخبار آهن آلات





