فولاد سبز در سال 1405؛ یک چرخش پرهزینه و سرنوشت ساز

در سال 1405، فولاد سبز دیگر فقط یک عبارت پرکاربرد در گزارش های صنعتی نیست، بلکه به یکی از مهم ترین محورهای تصمیم گیری در بازار جهانی آهن و فولاد تبدیل شده است.

در شرایطی که فشار برای کاهش انتشار کربن در زنجیره تولید افزایش یافته، بسیاری از کشورها و شرکت های بزرگ فولادی ناچار شده اند مسیر تولید خود را بازتعریف کنند.

با این حال، واقعیت های این گذار نشان می دهد حرکت به سمت فولاد سبز هنوز با موانع جدی مالی، فنی و سیاستی روبه رو است.

بررسی روندهای جهانی نشان می دهد صنعت فولاد در سال 1405 در نقطه ای ایستاده که دیگر نمی تواند نسبت به مسئله کربن، انرژی و مصرف منابع بی تفاوت بماند.

از اروپا تا آفریقا و از آسیا تا خاورمیانه، تولیدکنندگان بزرگ به دنبال آن هستند که جایگاه خود را در بازار فولاد کم کربن حفظ کنند.

در همین مسیر، شرکت های ایرانی نیز به تدریج تلاش کرده اند خود را با الزامات تازه صنعت جهانی هماهنگ کنند.

اهمیت این روند برای فعالان بازار داخلی زمانی بیشتر می شود که بدانیم تحولات این حوزه در آینده می تواند بر هزینه تولید، جریان صادرات و حتی روند قیمت آهن و قیمت میلگرد اثر مستقیم بگذارد.

فشار هزینه ها؛ بزرگ ترین مانع توسعه فولاد سبز

مهم ترین چالش فولاد سبز در شرایط فعلی، هزینه بالای تولید است. بر اساس داده های منتشر شده از روندهای جهانی، استفاده از فناوری های کم کربن مانند هیدروژن و انرژی های تجدیدپذیر می تواند هزینه تولید هر تن فولاد را حدود 500 تا 850 دلار افزایش دهد.

این فاصله قیمتی در مقایسه با روش های سنتی، برای بسیاری از تولیدکنندگان رقم کمی نیست و دقیقا همین موضوع، سرعت سرمایه گذاری در پروژه های سبز را کاهش داده است.

در حالی که بازار جهانی فولاد همچنان تحت فشار نوسان تقاضا، مازاد عرضه و رقابت شدید قرار دارد، بسیاری از فولادسازان ترجیح می دهند به جای ورود پرهزینه به پروژه های جدید، از همان زیرساخت های قبلی استفاده کنند.

این مسئله به ویژه در کشورهایی که حمایت سیاستی مشخصی برای کربن زدایی ندارند، جدی تر است.

وقتی فاصله هزینه تولید فولاد سبز با فولاد معمولی تا این اندازه بالا باشد، بدون ابزارهای حمایتی، تصمیم برای ورود به این مسیر برای بسیاری از شرکت ها توجیه اقتصادی روشنی نخواهد داشت.

نبود استاندارد واحد؛ ابهامی که بازار را محتاط کرده است

یکی دیگر از مشکلات اصلی در مسیر توسعه فولاد سبز، نبود تعریف و استاندارد مشخص در سطح جهانی است.

هنوز در بسیاری از بازارها، توافق یکپارچه ای درباره اینکه چه محصولی دقیقا فولاد سبز محسوب می شود، شکل نگرفته است.

همین ابهام باعث شده خریداران، سرمایه گذاران و حتی تولیدکنندگان در برخی موارد با احتیاط حرکت کنند.

زمانی که استاندارد روشن و قابل اتکا وجود نداشته باشد، ارزیابی واقعی میزان کاهش آلایندگی دشوار می شود. از سوی دیگر، نبود چارچوب های مشترک، امکان مقایسه محصولات را هم محدود می کند.

در نتیجه، بخشی از بازار جهانی هنوز منتظر شفاف تر شدن معیارهاست تا بتواند با اطمینان بیشتری وارد معاملات فولاد کم کربن شود. این مسئله در سال 1405 به یکی از گلوگاه های مهم توسعه این بخش تبدیل شده است.

اروپا در خط مقدم توسعه فولاد سبز

اروپا در سال 1405 همچنان یکی از فعال ترین مناطق جهان در مسیر توسعه فولاد سبز محسوب می شود.

یکی از مهم ترین تحولات اخیر، اقدام دو تشکل بزرگ صنعت بازیافت فلزات آلمان برای تشکیل «انجمن فلزات چرخه ای» بوده است. این ساختار جدید با هدف یکپارچه سازی زنجیره تأمین قراضه شکل گرفته و بیش از 800 شرکت را تحت پوشش قرار می دهد.

اهمیت این اقدام از آنجا ناشی می شود که قراضه، یکی از اصلی ترین خوراک های تولید فولاد کم کربن در کوره های قوس الکتریکی است.

هرچه دسترسی به قراضه باکیفیت و پایدار بیشتر شود، تولیدکنندگان اروپایی راحت تر می توانند سهم آهن مبتنی بر بازیافت را افزایش دهند. کارشناسان معتقدند این تحول می تواند در نهایت به تثبیت قیمت مواد اولیه و رشد سهم فولاد سبز در بازار اروپا منجر شود.

اروپا به خوبی دریافته که برای کاهش آلایندگی فقط نمی توان به تغییرات محدود در سطح کارخانه اکتفا کرد. ایجاد شبکه های منسجم تامین مواد اولیه، توسعه بازیافت و تنظیم بازار قراضه، بخشی از همان زیرساختی است که گذار سبز را از یک شعار به یک مسیر عملیاتی تبدیل می کند.

آفریقای جنوبی؛ حمایت تعرفه ای برای عبور از بحران

در سوی دیگر، آفریقای جنوبی تلاش کرده با ترکیب سیاست های حمایتی و نوسازی صنعتی، از صنعت فولاد خود در برابر فشارهای بیرونی محافظت کند.

دولت این کشور در واکنش به واردات ارزان، هزینه بالای انرژی و مازاد عرضه جهانی، مجموعه ای از اقدامات حمایتی را در دستور کار قرار داده است.

این سیاست ها شامل افزایش تعرفه وارداتی برخی محصولات آهن به 10 تا 30 درصد، پشتیبانی از تولیدکنندگان داخلی و حرکت تدریجی به سمت فولاد کم کربن است.

هدف اصلی این برنامه ها آن است که صنعت فولاد آفریقای جنوبی ضمن حفظ ظرفیت تولید داخلی، بتواند به سمت فناوری های جدیدتر نیز حرکت کند.

همزمان، تمرکز بر نوسازی فناوری، توسعه انرژی های تجدیدپذیر، استفاده از کوره های قوس الکتریکی و احیای مستقیم آهن، بخشی از راهبرد این کشور برای کاهش آلایندگی و افزایش رقابت پذیری در بازار جهانی است.

تجربه آفریقای جنوبی نشان می دهد بدون سپر حمایتی، صنعت فولاد در بازار پررقابت امروز به سختی می تواند همزمان از تولید داخلی دفاع کند و وارد فاز سرمایه گذاری سبز شود.

حرکت فولاد مبارکه و توان آور آسیا به سمت توسعه پایدار

در ایران نیز نشانه هایی از توجه جدی تر به مفهوم فولاد سبز دیده می شود. گروه فولاد مبارکه با تمرکز بر توسعه پایدار، حفظ محیط زیست، مدیریت منابع آب و مصرف انرژی، مسیر مشخصی را در جهت نزدیک شدن به الزامات صنعت سبز ترسیم کرده است.

در این میان، فولاد توان آور آسیا به عنوان یکی از شرکت های تابعه این گروه، جایگاه خود را در این زنجیره تعریف کرده است.

مدیرعامل فولاد توان آور آسیا با اشاره به نقش این شرکت در زنجیره فولاد سبز کشور اعلام کرده که تولید ورق قلع اندود به عنوان محصولی قابل بازیافت، می تواند جایگزینی مناسب برای بخشی از بسته بندی های پلاستیکی باشد و در توسعه اقتصاد چرخشی نقش ایفا کند.

این نگاه، فقط به فرایند تولید محدود نیست، بلکه به اثر محصول نهایی در چرخه مصرف نیز توجه دارد.

به گفته او، بسته بندی های فلزی از این جنس، علاوه بر قابلیت بازیافت چندباره، می توانند با افزایش ماندگاری محصولات غذایی به کاهش ضایعات و مصرف منابع طبیعی کمک کنند.

همچنین این شرکت در راستای سیاست های کلان فولاد مبارکه، اقداماتی مانند مدیریت پسماند، تصفیه پساب و مدیریت مصرف انرژی را دنبال می کند و توسعه پایدار را در مرکز راهبردهای خود قرار داده است.

این رویکرد برای بازار ایران پیام مهمی دارد. اگرچه فاصله میان صنعت آهن کشور و استانداردهای سخت گیرانه جهانی هنوز قابل توجه است، اما ورود تدریجی شرکت های بزرگ به این حوزه می تواند زمینه را برای شکل گیری ادبیات جدیدی در تولید، صادرات و ارزیابی کیفیت فراهم کند.

چرا فولاد سبز برای بازار ایران در 1405 مهم است؟

اهمیت فولاد سبز برای ایران فقط به موضوع محیط زیست محدود نمی شود. در سال 1405، چند عامل باعث شده این موضوع برای فعالان بازار داخلی اهمیت بیشتری پیدا کند.

  • نخست، صادرات فولاد ایران در آینده بیش از گذشته با معیارهای زیست محیطی بازارهای هدف گره خواهد خورد.
  • دوم، هزینه انرژی و آب در داخل کشور دیگر متغیرهای کم اهمیت گذشته نیستند و مدیریت منابع به یک مسئله اقتصادی جدی تبدیل شده است.
  • سوم، ساختار رقابت جهانی به سمتی می رود که تولیدکنندگان کم کربن در مذاکرات تجاری دست بالاتری خواهند داشت.

از این منظر، فولاد سبز می تواند در آینده بر هزینه تمام شده، حاشیه سود و حتی نوع تقاضا در بازار داخلی اثر بگذارد.

هرچند در کوتاه مدت، تمرکز اصلی بازار هنوز بر عرضه، تقاضا، ارز، انرژی و ساخت و ساز است، اما در میان مدت نمی توان تاثیر روندهای جهانی کربن زدایی را بر قیمت آهن و قیمت میلگرد نادیده گرفت. هر تغییری در ساختار تولید، استانداردهای صادراتی یا هزینه فناوری، دیر یا زود بر رفتار بازار اثر می گذارد.

جمع بندی

سال 1405 را باید سالی دانست که در آن فولاد سبز از مرحله بحث های نظری عبور کرده و به میدان تصمیم های واقعی رسیده است.

از یک سو، هزینه بالای تولید، نبود استاندارد واحد، کمبود سرمایه گذاری و ضعف حمایت های سیاستی، سرعت این گذار را پایین آورده است. از سوی دیگر، اقداماتی که در اروپا، آفریقای جنوبی و برخی شرکت های بزرگ منطقه ای و داخلی دیده می شود، نشان می دهد مسیر فولاد کم کربن هرچند کند، اما متوقف نشده است.

برای صنعت آهن ایران نیز این موضوع یک انتخاب لوکس یا حاشیه ای نیست. هرچه بازارهای جهانی حساس تر شوند و رقابت بر پایه شاخص های کربنی شکل بگیرد، اهمیت ورود هوشمندانه به حوزه فولاد سبز بیشتر خواهد شد.

در چنین شرایطی، سال 1405 می تواند نقطه ای باشد که در آن تولیدکنندگان، سیاستگذاران و فعالان بازار باید با نگاه دقیق تری به آینده این صنعت بنگرند؛ آینده ای که در آن فولاد سبز، بیش از هر زمان دیگری به شاخصی برای سنجش توان رقابت و ماندگاری در بازار جهانی تبدیل شده است.

نظرتان راجع به این نوشته

شاید این نوشته نیز مورد علاقه شما باشد

دیدگاه کاربران در رابطه با
فولاد سبز در سال 1405؛ یک چرخش پرهزینه و سرنوشت ساز
// JavaScript