بررسی صنعت ایران پس از جنگ 40 روزه؛ صنعت و بازار آهن به کدام سمت می روند؟

صنعت ایران پس از جنگ 40 روزه را نمی توان فقط با یک عبارت مانند «رکود» یا «بازگشت به شرایط عادی» توصیف کرد.

واقعیت این است که جنگ یک شوک جدی به تولید، زنجیره تامین، حمل و نقل و بازار مواد اولیه وارد کرد، اما همزمان بخش مهمی از صنایع توانستند با استفاده از ظرفیت های موجود، بازسازی سریع و تغییر برنامه تولید، فعالیت خود را ادامه دهند.

شامخ صنعت در اسفند 1404 به 26.2 رسید که پایین ترین سطح ثبت شده در دوره اجرای این شاخص بود و در خرداد 1405 نیز با عدد 48.2 همچنان فاصله زیادی با محدوده رونق دارد.

برای فعالان بازار آهن ، این اعداد فقط یک شاخص اقتصادی نیستند. وقتی کارخانه ها با کاهش سفارش، افت تولید، دشواری تامین مواد اولیه و فشار هزینه مواجه می شوند، اثر آن دیر یا زود به بازار کالاهای صنعتی، فولاد، آهن آلات و در نهایت تصمیم خریداران منتقل خواهد شد.

با این حال، داده های ماه های بعد نشان می دهد شدت شوک اولیه کاهش یافته و اقتصاد به تدریج از شرایط بحرانی فاصله گرفته است.

شامخ صنعت چیست و چرا باید آن را جدی گرفت؟

شامخ یا شاخص مدیران خرید، بر اساس نظرسنجی از مدیران بنگاه های اقتصادی تهیه می شود و بخش هایی مانند تولید، سفارش جدید، فروش، استخدام، موجودی مواد اولیه و انتظارات تولید را بررسی می کند.

عدد 50 در این شاخص مرز مهمی است. بالاتر از 50 معمولا به معنای بهبود شرایط نسبت به ماه قبل و پایین تر از 50 به معنای انقباض فعالیت اقتصادی است.

اهمیت شامخ در این است که به جای آنکه فقط به نتیجه نهایی اقتصاد نگاه کند، رفتار روزمره بنگاه ها را بررسی می کند. وقتی یک کارخانه سفارش جدید کمتری دریافت می کند یا برای تامین مواد اولیه با مشکل مواجه می شود، این اتفاق معمولا زودتر از بسیاری از آمارهای رسمی در شاخص مدیران خرید دیده می شود.

به همین دلیل، افت شامخ صنعت به محدوده 26 و سپس 37 را باید یک هشدار جدی برای وضعیت تولید دانست؛ البته این شاخص به تنهایی نمی تواند تمام ابعاد اقتصاد را توضیح دهد و باید در کنار سایر داده ها تحلیل شود.

صنعت ایران بعد از جنگ؛ افت شدید اما نه توقف کامل

فروردین 1405 یکی از سخت ترین مقاطع برای بسیاری از بنگاه ها بود. جنگ و پیامدهای آن، مشکلاتی را در تامین مواد اولیه، حمل و نقل، انرژی، تجارت و فعالیت روزمره کارخانه ها ایجاد کرد.

گزارش تسنیم درباره شامخ فروردین نیز به عواملی مانند اختلال در زنجیره تامین، کمبود برخی مواد اولیه، مشکلات ارزی و نااطمینانی های ناشی از جنگ اشاره می کند.

اما در اینجا یک نکته مهم وجود دارد. افت شامخ به معنی آن نیست که تمام کارخانه های کشور با یک شدت تحت تاثیر قرار گرفته اند. ساختار صنعت ایران بسیار متنوع است و واکنش صنایع مختلف به یک شوک واحد یکسان نیست.

برای مثال، صنایع مادر مانند فولاد، پتروشیمی و برخی صنایع معدنی از یک طرف در معرض آسیب مستقیم و اختلالات زیرساختی قرار گرفتند، اما از طرف دیگر به دلیل اهمیت آنها در تامین مواد اولیه سایر صنایع، تلاش برای بازگرداندن ظرفیت تولید آنها با سرعت بیشتری انجام شد.

فولاد چه وضعیتی بعد از جنگ داشت؟

برای بازار آهن، شاید مهمترین بخش این گزارش همین جا باشد. فولاد یکی از صنایع کلیدی ایران است و هرگونه اختلال جدی در این بخش می تواند به صنایع پایین دستی مانند خودرو، لوازم خانگی، ساخت و ساز و ماشین آلات منتقل شود.

با این حال، گزارش های داخلی بعد از جنگ نشان می دهد که بخش هایی از صنعت فولاد توانستند در مدت کوتاهی به مدار تولید برگردند.

مهمترین فشار صنعت؛ زنجیره تامین و هزینه تولید

یکی از آثار مهم جنگ، افزایش فشار روی زنجیره تامین بود. کارخانه برای تولید فقط به ماشین آلات نیاز ندارد؛ مواد اولیه، انرژی، حمل و نقل، قطعات، نقدینگی و شبکه توزیع هم باید همزمان در دسترس باشند.

گزارش تسنیم در اردیبهشت 1405 نیز به افزایش قیمت مواد اولیه و مشکلات ایجادشده در مسیر تامین اشاره کرده و در عین حال تاکید دارد که بخش قابل توجهی از تولید کشور ادامه داشته است.

این مسئله یک فشار دو طرفه ایجاد می کند!

  • از یک طرف ممکن است تقاضا ضعیف شود و کارخانه نتواند همه تولید خود را با سرعت گذشته بفروشد.
  • از طرف دیگر، هزینه تولید می تواند افزایش پیدا کند.

در چنین شرایطی، تولیدکننده با یک تصمیم ساده روبرو نیست. افزایش قیمت فروش ممکن است تقاضا را بیشتر تحت فشار قرار دهد و کاهش قیمت نیز می تواند حاشیه سود را محدود کند.

این شرایط چه اثری بر قیمت آهن دارد؟

قیمت آهن آلات از مجموعه ای از عوامل تاثیر می گیرد:

  • قیمت شمش و مواد اولیه
  • هزینه انرژی
  • نرخ ارز
  • میزان عرضه کارخانه ها
  • وضعیت بورس کالا
  • صادرات
  • تقاضای ساختمانی و صنعتی
  • هزینه حمل و نقل
  • وضعیت سرمایه در گردش تولیدکنندگان

اگر تقاضا ضعیف باشد، این عامل می تواند مانع افزایش شدید قیمت شود. اما اگر هزینه های تولید همزمان بالا برود، نمی توان انتظار داشت قیمت محصولات فولادی صرفا به دلیل کاهش تقاضا به شکل قابل توجهی کاهش پیدا کند.

این همان نکته ای است که فعالان بازار باید هنگام بررسی قیمت آهن آلات در نظر داشته باشند.

آیا بازگشت تولید به معنی بازگشت کامل صنعت است؟

خیر. بازگشت یک کارخانه به مدار تولید با بازگشت کامل صنعت به شرایط عادی تفاوت دارد.

ممکن است یک واحد تولیدی دوباره فعال شده باشد، اما هنوز با مشکلاتی مانند افزایش هزینه مواد اولیه، کاهش تقاضا، سرمایه در گردش محدود یا اختلال در صادرات مواجه باشد.

از طرف دیگر، سرعت بازسازی برخی واحدها نشان می دهد صنعت ایران ظرفیت سازگاری بالایی دارد.

وزارت صمت نیز در گزارش اقدامات دوران جنگ اعلام کرده بود که بازسازی صنایع حیاتی و بازگرداندن واحدهای آسیب دیده به چرخه تولید در اولویت قرار گرفته است.

در واقع، برای قضاوت درباره آینده صنعت باید همزمان دو موضوع را دید: میزان خسارت واردشده و سرعت بازگشت ظرفیت های تولید.

بازار آهن در این شرایط چه مسیری را دنبال می کند؟

بازار آهن معمولا با یک عامل واحد حرکت نمی کند!

وقتی پروژه های ساختمانی و صنعتی با احتیاط بیشتری فعالیت می کنند، تقاضا برای میلگرد، تیرآهن، ورق فولادی، نبشی، ناودانی و سایر محصولات فولادی ممکن است کاهش پیدا کند.

اما از طرف دیگر، اگر هزینه تولید و مواد اولیه بالا بماند، تولیدکننده نیز فضای زیادی برای کاهش قیمت ندارد.

بنابراین احتمال دارد بازار در دوره بعدی بیشتر از اینکه یک روند یک طرفه صعودی یا نزولی داشته باشد، با نوسان و واکنش به اخبار اقتصادی و صنعتی حرکت کند.

برای کسی که قصد خرید آهن دارد، این موضوع اهمیت زیادی دارد.

در چنین شرایطی، زمان خرید باید با توجه به نیاز واقعی پروژه، حجم مورد نیاز، وضعیت نقدینگی و روند بازار تعیین شود؛ نه صرفا بر اساس اینکه امروز قیمت چند درصد بالا یا پایین رفته است.

صادرات فولاد و مشکل نقدینگی صنعت

صادرات یکی از کانال های مهم تامین نقدینگی برای بخشی از صنایع ایران است. وقتی صادرات کاهش پیدا می کند، دسترسی بنگاه به منابع ارزی و نقدینگی نیز می تواند تحت فشار قرار بگیرد.

برای صنعت فولاد این مسئله اهمیت بیشتری دارد، چون فولاد ایران در بخش هایی از زنجیره تولید ظرفیت صادراتی قابل توجهی دارد.

کاهش صادرات در کنار افزایش هزینه مواد اولیه می تواند فشار سرمایه در گردش را بیشتر کند. در این وضعیت، کارخانه برای ادامه فعالیت باید منابع بیشتری را برای تامین همان سطح از تولید اختصاص دهد.

نتیجه می تواند کاهش سرمایه گذاری، تعویق توسعه خطوط و محتاط شدن تولیدکنندگان باشد.

پیشنهاد می کنم حتما نقشه جدید صادرات فولاد ایران را بررسی کنید.

آینده صنعت ایران را چگونه باید دید؟

به نظر می رسد بعد از جنگ 40 روزه، صنعت ایران وارد یک مرحله انتقالی شده است.

  • مرحله اول، مرحله شوک و اختلال بود.
  • در مرحله دوم، کارخانه ها تلاش کردند تولید خود را حفظ یا بازیابی کنند.

اکنون مسئله اصلی این است که آیا این بازگشت می تواند به یک روند پایدار تبدیل شود یا خیر.

برای پاسخ به این سوال باید چند شاخص را زیر نظر گرفت:

  • روند شامخ صنعت
  • سفارش های جدید
  • تولید کارخانه ها
  • وضعیت مواد اولیه
  • صادرات
  • هزینه انرژی
  • نرخ ارز
  • سرمایه گذاری جدید

هرچه این متغیرها همزمان بهتر شوند، احتمال بازگشت صنعت به شرایط باثبات بیشتر خواهد شد.

در آهن123 تلاش می کنیم همین نگاه را دنبال کنیم؛ یعنی به جای تمرکز صرف بر عدد قیمت، عوامل پشت تغییرات بازار آهن و فولاد را بررسی کنیم تا فعالان ساختمانی و صنعتی بتوانند تصمیم دقیق تری درباره خرید آهن و مدیریت هزینه های پروژه بگیرند.

منابع گزارش

وزارت صمت

اتاق ایران

خبرگذاری مهر

 

نظرتان راجع به این نوشته

شاید این نوشته نیز مورد علاقه شما باشد

دیدگاه کاربران در رابطه با
بررسی صنعت ایران پس از جنگ 40 روزه؛ صنعت و بازار آهن به کدام سمت می روند؟
// JavaScript